از آلودگی هوا کلافه شده ام، غریبه ای که ورودش را گردن هور العظیم زبان بسته می اندازند ، موسیقی صدای نفسهای مردم خوزستان ملودی غمناکی دارد، هر صدا مانند نوای ویولون باسی است که از ار کستر بازمانده و بدون نتی بر خطوط حامل آرشه اش را می کشند و صدایی چندش آور تولید می کند ، سرفه هایم مانند دزدگیر های خود روهای شاسی بلند،آلودگی صوتی ایجاد می کنند ! ، نشستن زیردرختان که گنجشکهایش هم ازصدا افتاده اند باآن صفای خاطره انگیزش یک آرزو و رویا شده است . ما خوزستانی ها را با سرفه های مان می شناسند ! هرکس آهنگ سرفه هایش شدیدتر باشد معلوم می گردد که بیشتر در خوزستان ساکن بوده است
ما در شهر خویش گم شده ایم و به تدریج در حال مدفون شدن هستیم !و کودکان در تعطیلی مدارس بلاتکلیف ‌در انتظار کشیدن نقاشی با مدادهای رنگی زیر سقف نشسته و نفسهایشان را از وحشت دود حبس نموده اند ! اکنون تعطيلی ها ديگر فرصت فتيله خواني نمي دهند! حال سرود خواندن از بچه ها را گرفته اند!

دلمان به کارون خوش بود ، که می خروشد و غبار را می شوید و هور را با نوازشی مادرانه در آغوش می گیرد اما کارون خروشان نیز بر آرزوها افزوده شد و سالهاست برای تحقق رویای آب زلال در انتظار مانده است و گاهی به حرفهایی دلخوش می شویم که می پنداشتیم دروغ نبودند، چه طاقتی دارد این کارون! در مسیرش چه چیزهایی که نمی بیند !
و شاید کارون هم مانند من در تلاطم دود آلود برای تنفس ، نفس کم آورده است! او هم می پرسد : همه این مدت جز تعطیلی راهکاری برای رفع آلودگی پیدا نکردید ؟ رفت و آمدهای سیاسیون تهرانی و رپرتاژ آگهی های بی شمار از بازدیدها ی متعدد این تحفه های بی همتا و خرید هواپیمای آبپاش چه نتیجه ای برای هوای خوزستان داشت ؟ مردم در حال احتضار پشت دربهایی که بعد از تهاجم خاک و دود و غبار و ریزگرد و... بسته می شوند در انتظار چاره اندیشی نشسته اند شاید کاری کنند خورشید خانم بیاید و چهره اش را ببینیم و هورالعظیم را از اتهام بی خردان تبرئه سازد ..
تنگی نفس از جماعت فراری ام داده است و اسپری هایی که باید رایگان یا به قیمت کمتری از طریق نهادهای متولی سلامت به مردم خوزستان بدهند نرخش سر به آسمان می ساید رفیق راهم شده اند و بخش زیادی از در آمدم را باید بدهم تا ناز اسپری را خریداری کنم و در کنج اتاق بنشینم خیره به آکواریوم و رقص ماهی سیاه کوچولو را تماشا کنم و حبابهايي كه از موتور برقي اكسيژن ساز با پره های چرخانش تواید می شوند و بر روي آب مي آيند تا ماهي ها نميرند دلم را بیشتر می رنجاند که به اندازه ماهی های آکواریوم هم تکریم نمی شویم ! مجبورم در کنار آکواریوم به تلویزیون خیره شوم و نصیحت ها را بشنوم تا ناشکری نکنم و بهشت را از دست ندهم که چاره کار در خانه ماندن است . اهل خانه جهت رهایی از صدای سرفه ها در اتاقی نشسته اند و من هم با آن حال نزار با چند پف اسپری شارژ می شوم و ترانه لب کارون ، چه گلبارون .. را پخش می کنم و فارغ از دود زدگی شهر و به یاد آن دوران که تازه نامزد کرده بودم می رقصم . یعنی فقط دستهایم را تکان می دهم و اندام دیگر تکان نمی خورند تا حرکات موزون نشوند و به گناه نیافتم ! جز هشدار که بیماران عزیز قلبی و ریوی ، کودکان قشنگ و نازنین ، سالمندان گرامی ، زنان عفيفه بار دار و افراد معزز از خانه خارج نشوند و از بر نامه های مفرح و نشاط آور تلویزیون استفاده کنند و بیاموزند حرف دیگری نمی دانند !. با اقل برای در خانه ماندن امکاناتی فراهم کنید و برنامه های سیمای خوزستان را نشاط آور نمایید .
ورزش هم دراین هوا بسیار مضر است و تناسب اندامم هم بهم خورده است . در هر صورت در نبرد با آلودگی هوا و در اوج بی تدبیری حاکمان براي زنده ماندن مجبورم در خانه بنشینم و در فرط بی تابی با اسپری هاي گرانقيمت خود را همانند باتري موبايل شارژ می كنم .می دانم این نیز خواهد گذشت ولی وقتی گذشت دیگر ما نیستیم .