X
تبلیغات
شوشتر نگار
فرشته ای به نام مادر یکشنبه 31 فروردین1393 2:28 بعد از ظهر

یك روز كودكی كه قرار بود متولد شود و به زمین برود ، پیش خدا رفت و گفت:« من در بهشت راحتم و كاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم ؛ مرا به زمین نفرستید . » خداوند  گفت:« در زمین هم به تو بد نخواهد گذشت، نگران نباش .» كودك  گفت :« اما اگر به زمین بروم نیازهایی خواهم داشت كه در اینجا ندارم و نمی توانم آنها را برطرف كنم.» خدا گفت:« تو راه برطرف كردن نیازهایت را یاد خواهی گرفت، پس نگران چیزی نباش.»

 كودك گفت:« من هنوز كوچكم و قادر به رفع نیازهایم نیستم ، چه باید بكنم؟» خداگفت:« یكی از فرشتگانم را مأمور نگهداری از تو خواهم كرد. او به تو كمك می كند تا بزرگ و توانا شوی.» كودك گفت:« من زبان مردم زمین را بلد نیستم چه باید بكنم؟» خدا گفت:« فرشته ای كه از تو نگهداری می كند، زبان مردم زمین را یادت می دهد تا بتوانی با دیگران حرف بزنی.»

كودك گفت:« شنیده ام روی زمین آدمهای بد هم وجود دارد، چه كسی مرا در مقابل بدیها حفظ می كند ؟» خدا گفت:« همان فرشته ای كه مأمور نگهداری از توست ، تو را از تمام بدی ها در امان نگه می دارد.» كودك گفت:« وقتی به زمین بروم ، گاهی غم و ناراحتی به سراغم می آید و اندوهگین می شوم ، چه كسی كمكم می كند تا اندوهم را برطرف كنم؟» خدا گفت :« فرشته ی من به تو مهر می ورزد و با نوازشها و محبتهایش ، اندوه تو را از بین می برد . پس شجاع باش و از چیزی نترس.» كودك گفت:« راستی اسم این فرشته ی تو چیست؟»

خداگفت:« نام خاصی ندارد، اما تو می توانی  به او مادربگویی.» 

 تولد بانوی نمونه تاریخ و سر آمد زنان، الگوی مهر مادری حضرت فاطمه زهرا ، روز مادر و روزبزرگداشت مقام زن را به همه مربیان صدیق فرزندان ایران زمین مادران شیردل ، زنان تلاشگر و پاک تبریک و تهنیت می گویم . مادرم روزت مبارک . 

 

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

نمونه مدیریت جهادی شنبه 30 فروردین1393 2:57 قبل از ظهر

در میان اوراق کتب این سرزمین و در جای جای خاک پر گهرش مردان بزرگ و بی ادعایی وجود دارد که الگوی ابهت و تلاش و فداکاریند و بسیار باید کاوید تا نامی  از آنان یافت! می خواهم از مردی بگویم از سلاله سادات که می تواند تفسیری روشن از مدیریت جهادی باشد. سالها پیش بر اساس تشکیلات جدید آموزش و پرورش ، معاونتی به نام پرورشی ایجاد گردید تابه زعم قانونگزاران موجب تقویت نهاد امورتربیتی  گردد . در دوران دفاع مقدس امورتربیتی نقش چشمگیری در تربیت و نگهداشت نیروی انسانی و بسیج جوانان داشت  و توجه به این نهاد ازمنظر مدیریتی نسبت به جریانات دون آموزش و پرورش اهمیت بیشتری نسبت به دیگران داشت و برای حفظ این جایگاه و استمرار روند ارزشی و مؤثر امورتربیتی نهاد ،عمدتا" از نیروهایی در رأس مجموعه استفاده می گردید که علاوه بر تجربه مدیریتی ،اشتهار مذهبی و اطلاعات علمی و فهم سیاسی آنان نزد افکار عمومی و جامعه فرهنگیان  اولی و مقبول افتاده باشد تا بتواند با اشراف و وقوف بر قواعد بخوبی از عهده کار بر آید ، به همین دلیل حوزه پرورشی با در نظر داشتن فاکتورهای مدیریت پویا توانست در صحنه های مختلف و متلاطم سربلند بیرون آید و در تربیت مدیران موفق و اثرگذارنقش بی بدیلی را ایفا نماید و خاطره خوبی را در اذهان دانش آموزان بجا گذارد و الگوی مدیریت دینی را بخوبی معرفی کند و اعتماد اولیا را فراهم آورد.

 متأسفانه بعد از حذف معاونت پرورشی و احیای مجدد بر اثر فشار نیروهای فکری و اهل نظر در تعلیم و تربیت ، پروسه انتصابات در این حوزه به نوعی مختل گردید و چریانات حاکم سیاسی بدون در نظر داشتن جایگاه پیشین تلاش نمودند تا با تر بیت سیاهی لشگر ،امکانات و ظرفیت پرورشی را به خدمت نگاه جناحی خویش گیرند و برای این منظور نیروهایی در رأس مجموعه قرار گرفتند که در این راستا تلاش کنند و  راهکار بیابند و درواقع به ماهیت این تشکیلات و برنامه های درونیش اعتقادی نداشتند! تابا روز مرگی و موازی کاری در اجرا باور شود که دراحیای این معاونت تجدیدنظر گردد! البته استدلال منطقی مربیان در استمرار فعالیت پرورشی مؤثر افتاد و تأثیر ادله مربیان موجب در انداختن طرح نو گردید. باید گفت مسئولین امورتربیتی الگوی مدیریت جهادی بودند وجامعه مربیان پرورشی را سربازان انقلاب در مدارس می خواندند و خلأ این مدیران امروزه بروشنی احساس می شود و باید با واکاوی رمز و راز موفقیت آنان را یافت تا شعار سال ۹۳ در آموزش و پرورش محقق گردد.

 از جمله مدیران پرورشی در کشور می توان از انسانی فرهیخته و شخصیتی فاضل و سلیم النفس به نام سید شکرالله زینلی نام برد که مدتی بعنوان معاونت پرورشی آموزش و پرورش خوزستان منصوب شد او نمایندگی مردم بهبهان و زیدون و آغاجاری و تشان در دوره اول  مجلس شورای اسلامی را بعهده داشت، که علیرغم اصرار مقامات در مرکز خدمت در زادگاهش رابر مرکز نشینی ترجیح داده بود ، فشار مدیر کل وقت او را متقاعد کرد تا مسئولیت تربیتی خوزستان را بپذیرد هر چند میل داشت به بهبهان بازگردد و به تدریس بپردازد! وی قبل از ساعت ۷ صبح در محل کار حاضر می شد و همه کارکنان مجموعه تلاش داشتند تا زودتر از ایشان در محل کار حضور یابند ولی موفق نمی شدند و صفت سبقت در سلام نیزدر او شهره بود ! سیدعلیرغم میل باطنی درخانه های  سازمانی واقع در فلکه ساعت اهواز سکونت داشت و هر روز صبح پیاده از منزل در روبروی مسجد ارشاد تا پیچ استادیوم محل استقرار حوزه اداری پرورشی به راه می افتاد و دقیق یک ربع به ساعت هفت درب اتاقش را باز می کرد و وارد می شد! اتاقی که هرگز به روی ارباب رجوع بسته نبود و منشی نداشت و درون آن  به بهانه برگزاری جلسه گعده ای شکل نگرفت و کسی پشت دربش معطل نماند! با درخواست پرسنل روزهای شنبه از ساعت ۷ صبح به مدت ربع ساعت جهت پرسنل بحث اخلاقی برگزار می نمود و به تدریج هوا خواهان این مباحث از نواحی چنان افزایش یافت که مجبور گردید تا در سالن اجتماعات برگزارنماید نفوذ کلام داشت و با هوشمندی کلمات را بکار می گرفت چون صادقانه می گفت سخنش بردل می نشست . هیچ کس بیاد ندارد سید از خودرو اداری جهت ایاب و ذهاب بجز در مأموریتهای جمعی استفاده کرده باشد  و هنگام مأموریت فردی  به شهرستان از طریق پایانه های مسافربری و با خودروهای کرایه عزیمت می کردند و ارائه این الگو بسیار مفید افتاده بود .به یاد دارم که وزارت جلسه ای را برای معاونین پرورشی در یاسوج تر تیب داده بودند که او به بهبهان عزیمت نمود و صبح روز بعد با مینی بوسهای کرایه به سوی یاسوج حرکت نمودند!

 حال تصور نمایید نماینده مجلس در مینی بوس خط شهرستان بنشیند به چه اندازه تأثیر مثبت و اعتماد در مردم ایجاد می نماید.یک سال از خدمت سید در اهواز می گذشت و اصرار نمود تا به بهبهان برگردد ولی مورد پذیرش مدیرکل وقت نمی افتاد ، از او علت اصرارش را پرسیدیم که گفت: خانه ای در بهبهان ساخته ام و صلاح نیست در خانه دولتی باشم و کسی هم در آن خانه نیست ! تا بالاخره مدیر کل وقت خوزستان حاج سید موسی بلادیان پذیرفتند به بهبهان منتقل شوند مشروط بر اینکه ریاست آموزش و پرورش بهبهان را بپذیرد ،پذیرفت و به شهر خود باز گشت و پس از چند سال بازنشسته گردید و اقدام به ایجاد کتابفروشی نمود! 

 در حال حاضر به امر کتابفروشی اشتغال دارند و جلسات ختم قرآن مسجد را نیز اداره می نمایدخاطره تلاش صادقانه و برخورد مهربانانه و رفتار عزتمندانه او در یاد همه مربیان تربیتی باقی مانده است .

 کدام نماینده مجلس را سراغ دارید که در حوزه انتخابیه اش کتابفروش شود؟ . سید شکرالله زینلی نمونه ای روشن از مدیریت جهادی بود که در سال ۹۳ باید به او بیشتر پرداخت و درسهایش برای امروزمرور شود شاید باز کسی متولد گردد با همان وقت شناسی و فروتنی و در این جشن تولد ماهم سهیم باشیم، و خودروهای پلاک بنفش دیروز که امروز رنگ قرمز به خود گرفته اند کمتر در معابرتردد کنند و با شناخت مشی اخلاق مدارانه اش گامهایی استوار بسوی فردا برداشته شود.چه خوب است چگونگی تعیین معیار ها را در کارهای تربیتی تببین کنیم و همراه بااین معیارها بتوانیم الگوهای تربیتی معاصر را بهتر معرفی نماییم تا بالندگی اجتماعی فراهم آید و اخلاق در مدیریت شکوفا گردد و ظرفیتها مضاعف شود و با ارائه این نمونه ها اندیشه مقام معظم رهبری در توجه به مدیریت جهادی  در جامعه محقق گردد . سال 93 را بایدبه سال معرفی مدیران  بی ادعای جهادی تبدیل نماییم مدیرانی از جنس سید شکرالله زینلی.

 

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

حق السعی معلم جمعه 15 فروردین1393 1:44 قبل از ظهر

چندی پیش بایکی از اهالی قلم و سیاست که از افراد شاغل در یکی از شهرداری ها نیز هستند روبرو شدم و با خوشحالی بسویش رفتم اندک گپ وگفتی داشتیم و در نهایت به وضعیت کارش در شهرداری رسیدیم و او را آگاه و مسلط بر مسائل یافتم از گرمای سخنش لذت می بردم ، راجع به شرایط حقوقی اش سئوال کردم که رضایت نداشت و می گفت :اگر پاداش (حق السعی )نباشد کار در شهرداری به صرفه نیست! با کنجکاوی پرسیدم:حق السعی چیست؟ پاسخ داد:یک حق طبیعی و قانونی است که در ماده ۳۴ قانون کار تعریف شده است که از در آمدهای حاصله درصدی به مجریان بعنوان پاداش افزایش تولید تعلق می گیردمثلا" یکی از رؤسای سازمانهای وابسته به شهرداری بنام فلانی در سال گذشته مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۸۰۰/۱ ریال پاداش حق السعی دریافت نموده است!! (صحت وسقم مبلغ با گوینده)

برایم باور کردنی نبود با تعجب پرسیدم: چرا ایشان چنین مبلغی دریافت نموده اند با کدام فرمول مالی به این رقم که به اندازه پاداش سی سال خدمت 6 معلم می شود رسیده است؟ مگر مشارکت مردم را او رقم زده است ؟ آیا پاکبانها نیز بابت نظافت شهر پاداش می گیرند ویا نگهبانان که حافظ اموال هستند با توجه به تعریفی که در قانون کار وجوددارد!؟ پاسخ داد: پاکبانها و نگهبانان نیروی پیمانکارهستند و مشمول پاداش نمی شوند!!  اگر آقای فلانی در شهرداری نباشد بطور کل شهرداری فرومی پاشد و اوضاع بهم می ریزد و امور متوقف می شود! مبهوت به او خیره شده بودم و  لذت اولیه رااز سخنانش نمی بردم و احساس می کردم کسی گلویم را می فشارد گفتم:سازمانی که قوام و زوالش به یک نفر وابسته باشد فروپاشی و برچیدن آن بهتر است! من این کار را برداشتن اموال مردم می دانم، وجوهی که به هر علتی از سوی مردم به شهرداری پرداخت می شود نباید چنین بی پروا به جیب یک نفر واریز شوند! ضمن اینکه بسیاری از شهروندان که عوارض خود را در موعد مقرر پرداخت می نمایند از عملکرد آن سازمان رضایت ندارند و دولت برای هریک از کارکنان شرح وظایفی مشخص نموده است و هر کس بنا بر جایگاه سازمانی اش باید امور محوله را انجام دهد! تشری زد و گفت: این را نمایندگان مردم در شورا تشخیص می دهند و مصوب می سازند و شهرداری نهاد غیردولتی است! این مبالغ موجب ارتقا کارآیی و ایجاد انگیزه در نیروی انسانی می شوند! به او گفتم : شهرداری نهاد غیردولتی عمومی است یعنی اموال آن به اشخاص تعلق ندارند و بیت المال مسلمین هستند و چه تولیدی داشته است که بخواهد از سود حاصله ناشی از محصولات وجهی برداشته شود؟ فلسفه وجودی شهرداری خدمت رسانیست و برداشت چنین مبالغی عدالت نیست  آیا با توجه به دریافت حق السعی ، اگر حادثه ای برای شهروندی رخ دهد که به دلیل سهل انگاری سازمان مذکور باشد مانند حادثه جان باختن کودکی به دلیل رو بازبودن فاضلاب،دیه از جیب آن مسئول پرداخت می شود یا از بیت المال و عوارض مردم!؟

خرج که ازسفره مهمان بود/ حاتم طایی شدن آسان بود

 طاقتش سر آمد و از اینکه مسئله را از ابتدا عنوان نموده بود اظهار ندامت می کرد و با حالت طلبکارانه و عصبانی گفت: شما معلم ها اگر حادثه ای برای دانش آموزان رخ دهد از جیبتان دیه را پرداخت می کنید؟ گفتم: دوست من؛ زحماتت را در سطح شهر دیده ام حالا که فهمیده ام  این کارها مربوط به شماست خیلی خوشحالم چون زمانی مسئولیت معلمی شما را داشته ام و از اینکه تلاش معلمی ام به بار نشسته است خدا را شکر می کنم و همه مسئولان  و از جمله شما حق السعی معلمان هستید ولی عزیزمن برای اطلاعت می گویم که هر دانش آموز در ابتدای ورود به مدرسه بیمه حوادث می شود تا در صورت بروز حادثه متحمل خسارت نگردد و از طریق بیمه هزینه هایش تأمین شود ضمن اینکه اگر در برنامه ای اتفاقی روی دهد که یکی از عوامل مدرسه توسط کارشناسان ذیصلاح مقصر تشخیص داده شود ،خسارت مربوطه از جیب فرد مقصر پرداخت می گردد،مانند اردوها که چنانچه با دستورالعمل اردویی مطابقت نداشته باشد مدیر و سرپرست اردو مجرم شناخته می شوند و خسارات وارده از اموال شخصی مقصر پرداخت می گردد و محکومیت قضایی نیز در نظر گرفته می شوذ می توانید نمونه های بسیاری در هیئتهای تخلفات اداری آموزش و پرورش در این رابطه مشاهده کنید!

 با وجود این همه تلاش ، اگر یک مدرسه ای ۱۰۰ اردو برگزارکند و ۱۰۰٪ دانش آموزانش با معدل عالی قبول شوند و وارد دانشگاه های ممتاز در رشته های عالی با رتبه تک رقمی گردند ،یک ریال بر حقوق ماهیانه آنان یا وجهی بعنوان پاداش اعم از معلم،مدیر وکارمند افزوده و اهدا نمی گردد و شاید به یک لوح تقدیر درپایان سال اکتفا شود ویا ممکن است در برنامه ای چندنفر برای او کف بزنند! کلمه ای به نام حق السعی را نمی شناسند!

 دوست عزیز؛ توجیه شما هر چند جایگاه قانونی دارد ولی منطقی نیست و آنرا بی عدالتی محض می دانم و تلاش می کنم تا قانونگزاران تجدیدنظر کنند و این ماده قانونی اصلاح گردد و یابه همه تسری یابد زیرا ارتقا کار آیی در سازمانها منوط به رعایت عدالت یعنی هر چیزی را در جای خودش قرار دادن است و این امر اعتماد عمومی را بوجود می آورد و مبلغ کارانه یا حق السعی باید متناسب با منابع  و امور متعارف باشد . مردم عوارض خود را با میل برای  عمران شهری و رفاه شهروندان پرداخت می کنند و راضی نیستند که در جای دیگر هزینه شود ،نه اینکه بخواهم قیاس نمایم که چرا نهادها و سازمانهای دولتی دیگر که خدماتی ارائه می دهند از این امتیازات بهره مند نمی شوند بلکه می خواهم وضعیت فرهنگیان آموزش وپرورش که اصلی ترین نهاد خدمت رسانی فرهنگی در کشور می باشد را آشکار سازم که عواملش در پیچ و خم گردنه های  نیاز خویش در مانده اند و چون باری بر دوش مردم نمی گذارند و بالعکس بار جهل از دوش برمی دارند باید رنج را به جان بخرند و سکوت پیشه کنند . گفت: عجب اشتباهی کردم که این موضوع را طرح نمودم! . و من معلم ساده عاشق که به فرهنگ می اندیشم دریافتم که چرا بیلبوردها را در معابر نصب می کنند و نرخ اجاره آنها هرسال بالاتر می رود و برایشان سر و دست می شکنند و بازارشان هرروز داغتر می شود! و چرا به آدمهای خوش حساب  از جیب مردم پژو جایزه می دهند و با آنها عکس یادگاری میگیرند! و چرا برای ورود افراد مورد نظرشان به شورا هزینه گزاف می کنند و به هر شیوه ای متمسک می شوند! وچرا در هر محفل و مجلس با کت و شلوار حضور می یابند و مجلس گردان می شوند ! و چرا برای قرار نگرفتن  مدارس تحت پوشش شهرداریها و پرداخت درصدی از درآمد حاصله مقاومت می کنند! حالا از خودم که با بارش نم نم باران راه ورود به خانه ام مسدود می شود حالم بهم می خورد که هرساله داوطلبانه عوارض پرداخت می کنم! . و برای مظلومیت جامعه فرهنگیان همین نکته کافی است و متعجبم از اعضای شورا که به دیانت و صداقت آنان ایمان دارم و شخصیت معلمی آنها را بخوبی می شناسم که چگونه تصویب می کنند! و گاهی دفاع می نمایند! از این رسم نازیبایی که زیباپسندان نمی پسندند حذرنمایند و بسیار عمیق با تحویل سال جدید دریافتم که مقام معظم رهبری در نامگذاری اندیشمندانه سالها،چرا سال ۹۳ را سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نام نهادند  .
ونیز بیشتردریافتم که:
هرکه در این بزم مقرب تراست/جام بلا بیشترش می دهند

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

غم یاس پنجشنبه 14 فروردین1393 0:4 قبل از ظهر
                           

در وداعی شبانه ، خوشبوترین گل یاس هستی که به دست نامردترین نامردان همه تاریخ پهلویش شکسته می شود مظلومانه به امید آغوش بهشتی پدر ،خانه گلی را ترک می نماید که این دنیای خاکی لیاقت میزبانی از یاس نبی را نداشت و در غم یاس سالهاست جهان بر ناملایمات بر او گریه می کندتا ازصبوری که برزینب داد اندکی دریابند .درغم یاس نبی باید بسیارگریست و ماتم کرد و مویه نمود. که صفای هر چه  روی زمین است از عطر اوست. و راز آن شب ماند یک امانت.

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

روز طبیعت چهارشنبه 13 فروردین1393 2:43 قبل از ظهر

           طلاوجواهرات،گردنبند،زیورآلات,جواهرات سال،ساعت،ساعت مچی

سیزدهم فروردین روز عاشقی برای پرواز است،روز شنیدن ترانه های باد،چهچهه مستانه بلبل،روز رفاقت پرنده، روز آواز طرب انگیز زندگی و در یک کلمه روز طبیعت است، ایرانیان به پاس احترام و تکریم در این روز صله رحم را با طبیعت بجا می آورند تا رسم ادب و سنت وفاداری ایرانی خود را نشان دهند و انچه از نیاکان به ارث مانده است را در حقّ طبیعت ادا کنند.در فرهنگ دینی ایرانیان صله رحم آدابی دارد که در آن مهمان رعایت حال میزبان را می نماید و مهربانانه سلام می کند  و میزبان نیز برای شیرینی کام میزبان نهایت تلاش را می نماید و از بهترین زیر اندازهای موجود جهت نشستن مهمان استفاده می کند و با لبخند سلامش را پاسخ می گوید و ترشرویی جایی ندارد. پس به رسم مهمانی ایرانی به طبیعت لبخند بزنیم و مواظب باشیم دلشکسته نشود! مواظب کودکان باشیم که مبادا با بازیگوشی هایشان چینش زیبا و مرتب لوازم خانه او را بر هم نزنند! یا اینکه دیوارهای تازه نقاشی شده اش را خط خطی نکنند! از این پذیرایی جانانه سپاسگزاری کنید. اگر در حوض خانه اش پاگذاشتید مراقب باشید تا آب را گِل نکنید! یابقول سهراب سپهری:

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.

یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

زن زیبایی آمد لب رود،

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دو برابر شده است.

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالادست، چه صفایی دارند!

چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.

بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.

مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است.

بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.

غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم.

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

آری سه شنبه 12 فروردین1393 7:8 قبل از ظهر

آری

گامی بلند برای رفاقت با خورشید

ونور افشانی اش

درخت را سربلند می سازد

و زمین را پر از زندگی .

آری ؛زندگی که با بهار آغاز می شود

پر از بنفشه،سوسن،سنبل

وشقایقهای سرخی که بر خورشید سلام می کنند

و زمین،سرسبزمی شود.

آری،

تحویل سال نو واجابت دعا

حول حالنا الی احسن الحال.

آری،آری زندگی زیباست

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

به یاد پهلوان زمان مهمدی یکشنبه 10 فروردین1393 6:3 قبل از ظهر
 

                                                  مهمدی

بازهم یک عابر از اینجا گذشت

با شتاب می رفت و دیگربرنگشت

یک صدا می آمد از هر سو بلند

گو ئیا دل بود، در هجرش شکست

بی وفا،رسم رفاقت این نبود!

بازهم شهرم سرود غم شنید

باز چشم بر گونه هاخون می چکید

هم تباران گاگریو خوان آمدند

بر زمون که منزل دیگر گُزید 

بازگو ،این رفتن ازبهر چه بود!؟




نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

عیدتان مبارک پنجشنبه 29 اسفند1392 9:40 بعد از ظهر

نوروز باستانی برشما مبارک باد و عیدتان پیروز و بانشاط و در کنار خانواده با سربلندی و سلامتی به آنچه می اندیشید دست یابید. روزهایتان سبز و زندگیتان پر از سبزینه بهاری

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

تودیع سال 92 دوشنبه 26 اسفند1392 10:11 بعد از ظهر

سال ۹۲ رابا همه تلخ و شیرینی هایش پشت سر گذاشتیم و وارد سال ۹۳ می شویم با یک مرور کوتاه و بازخوانی وقایع و حوادث سال ۹۲ و بررسی موقعیتهایی که پیش آمد می توان ضعف و قوتها را شناخت و با این دستاورد و تحلیل منطقی از بروز و وقوع رویدادها ،مشی و نگرش جدیدی را برای ورود به سال ۹۳ تعیین واراده را در دستیابی به اهداف متعالی و مناسب برای بهبودی و نیل به شرایط مورد نظر مستحکم و مصمم ساخت لذا ژرف نگری و تحلیل متناسب با زمان و موقعیت وقایع ماضی همراه با باور به نقش مردم  در خلق این وقایع می تواند برای برداشتن گام های اصولی و محکم بسوی آینده و ممانعت از افتادن در بیراهه تعیین کننده باشند و در برنامه ریزی های آتی مؤثر واقع شوند،درایت و تیزهوشی در برخوردبا پدیده های اجتماعی لازمه تحقق و استمرار آنچه می خواهید خواهدبود .

سال ۹۲ از سوی مقام معظم رهبری به نام حماسه سیاسی،حماسه اقتصادی نامگذاری گردیده بود تا به مشارکت مردم  در خلق این حماسه ها مانند همیشه تاریخ سرزمین ایران توجه گردد یعنی مردم راباور کرد و آنان نیز نقش خویش را در عرصه ها و صحنه ها و آزمونها با سربلندی و افتخار ایفا نمایند . برای تحقق این شعارمستمر اجتماعی که در دوبخش مرتبط عنوان گردید گامهای محکم برداشته شد که حضور باشکوه در انتخابات ۲۴  خرداد و نمایش همدلی  و وحدت  در تحقق حماسه ،بذرامید رادر میان جامعه پاشید و با همین امیدواری شکوه بی بدیل و استمرار حضور را در نمایش عظیم راهپیمایی ۲۲ بهمن نشان داد تا حماسه سیاسی ملت با خط زرین در اوراق تاریخ نگاشته شود و به رسالت خویش عمل نمایند و به جهان پیام حضور سبز خویش را برسانند. درتحقق حماسه اقتصادی  می توان  استمرار هدفمندی یارانه ها  را نمونه ای روشن برای این امر شمرد و دستاوردهای علمی و تحقیقاتی و ارتقا در ساخت تجهیزات نظامی  و پزشکی نیز قدمهایی برای خلق این حماسه دانست که خودباوری اصلی ترین عنصر محرکه بوده است همراه با این اقدامات می توان تغییر نگاه به منابع و بکارگیری هنرمندانه نیروی داخلی همراه با عزم و همت ایرانی را برای فتح قله های افتخار و بهبود وضعیت معیشتی وایجاد رفاه اجتماعی را نیز برشمرد که امید را به درون جامعه برد ه است و فعالیت مضاعف گردید . باورداشتن مردم یک حُسن نزد حاکمان است

سال ۹۲ تکیه بر معنویت افزایی و زنده نگهداشتن یاد و نام شهیدان مورد تاکید و توجه قرار داده شد و حضور مستمر مسئولان در بازدید از خانواده شهدا نوید فداکاری و ایثار و استمرار در راه سرفرازان الی ربک می داد و شهیدان مورد ارج قرار گرفتند و بعنوان نمادهای مقاومت و الگوهای پر افتخار ایران اسلامی در درون جامعه جاری شدن تا از برکت نام آنها ،اخلاق مداری در روابط پررنگتر از همیشه باشد.اننخاب خوزستان برای اولین سفر ریاست جمهوری موجب خوشحالی گردید هر چند این سفر برای متقاعد نمودن خوزستانی ها به منظور ادامه عملیات تونل آب کارون بسوی  شهرهای مرکزی بود و با قول  طرح  آبرسانی از کرخه به اهوازعملا"اجرایی شدن کارون زدایی خوزستان را تثبیت کردند و رفتند ولی مردم این دیار به رسم و سنت دیرینه مهمان نوازی ،در آنن روز سنگ تمام گذاشتند . در سال ۹۲ دستگاه تعلیم و تربیت طرحهای متعدد و پرشتابی را مطرح نمود و تغییر در مناصب موجود شتابزدگی را کنترل ننمود بلکه بر آن افزود و باران سیل آسای مصاحبه ها و صدور بیانیه های متعدد برای بهبودی وضعیت فرهنگیان تاثیری در روال جاری نداشت ! و هنوز با آموزش وپرورش مناسب با نیازها ی جامعه فاصله بسیار دارد که می توان بحث اوقات فراغت و تکریم پیشکسوتان را حلقه مفقوده این دستگاه دانست که هیچ طرح موثری در این خصوص ارائه نشده است و هنوز مکرر تیتر اخبار خبرگزاریها از سخنها می نویسند و می شودها وخبری از شدها نیست!  که دوصدگفته چون نیم کردارنیست.  

در سال ۹۲حضور در مجامع بین المللی بصورت هدفمند برای معرفی ظرفیتها ، قابلیتها و توانائیهای ایرانی و توجه به استقلال و شکوفایی استعدادها و پافشاری بر مطالبات ملی در برابر بیگانه تحسین برانگیزبود . پیگیری حقوق مسلم مردم با مذاکره و مناظره در یک پروسه حساس و حرکت در جهت  حفظ و مراقبت از تلاشهای علمی دانشمندان ایرانی در نشستهای متعدد دیپلماتیک توانست عزت و اقتدار نظام را در عرصه جهانی به نمایش بگذارد تا باردیگر توانمندی علمی و سیاسی فرزندانی ایران اثبات شود و همچنین در این سال تلاش برای پاسخگویی و کرامت انسانها در جامعه اسلامی ازسوی مسئولین مورد تاکید موکد قرار داشت ،طرحهای متعدد اقتصادی و تکیه شجاعانه به استمرار هدفمند کردن یارانه ها جهشی بزرگ برای شکوفایی اقتصادی و رسیدگی به محرومان و تحقق حماسه اقتصادی را رقم زد هر چند  توقف یا تجدیدنظر در اقدامات به دلیل عدم وحدت رویه نهادهای مسئول گاهی فرصت سوزی را باخوددارد اماهنوز گامهای بهتری می توان برداشت و شرایط مناسب تری ایجاد نمود و امور بسیار دیگری را برای بهبود شرایط دنبال کرد و بهره گیری از عنصر شجاعت می تواند آینده خوبی را رقم زند و به بهبودی اوضاع شتاب بخشد  و کارهای شجاعانه همیشه مورد ستایش قرار می گیرند، ادامه  مسکن مهر و رفع کاستی ها و برداشتن محدودیتها علیرغم کمبود منابع از گامهای مثبتی بود که در  دغدغه زدایی از ثبت نام کنندگان مؤثر افتاد و موجب امیدواری گردید اگر با رعایت استاندارها بتوان بدون افزایش قیمت به دست متقاضیان داد حرکت ماندگاری خواهد بود که از دولت جدید یادگار خواهد ماند ومی تواند در پروسه حماسی نقش قدرتمندی داشته باشد  .باهمه زیر وبمهایی که وجودداشت ولی میزان امید در مردم ارتقا یافت.

 اما در حافظه تاریخ از سال ۹۲ به عنوان یک سال تلخ و سیاه در صنعت حمل ونقل نام خواهند برد زیرا جمعی از سرمایه های انسانی به دلیل عدم مناسب سازی راهها و بی توجهی به نصب تجهیزات  و خودروهای فاقد استاندارها جان خود را از دست دادند و قلب بسیاری از هموطنان را جریحه دار نمود ،سقوط مینی بوس در دریاچه سدکارون ۳ وحادثه غمبار جان باختن ۱۲ نفر از هموطنان، تصادف مینی بوس حامل ۱۸ مسافر درجاده دزفول-شوشتر و جان باختن مظلومانه ۱۲ نفر ازنیروهای جوان،سقوط یکدستگاه خودرو در کانال آب در حوالی شوش و فوت ۱۱ نفر ،سقوط اتوبوس به دره و فوت تعدادی از هموطنان، آتش سوزی اتوبوس حامل مسافران در بزرگراه قم و بسیاری تصادفات دیگر که مجال این مقال نیست البته طبق آمار منابع رسمی میزان فوت در تصادفات نسبت به سالهای قبل کاهش داشته است اما حوادث جاده ای که منجر به فوت جمعی می گردد تا مدتها تألمات روحی ناشی از آن در جامعه می ماند و موجب رکود و افسردگی اجتماعی و بی اعتمادی می شوند  و شعاع آن تا دور دست خواهد رفت که با اندک تدبیر و کنترل و توجه به مناطق حادثه خیز جاده ای بخوبی می توان حوادث را به حداقل رساند. 

درکمرکش سال ۹۲ بذر تدبیر و امید برمزرعه مستعد این دیار پاشیده شد و  برای گشودن بسیاری از دربها تدبیری اندیشیدند و مردی با کلید آمد، سال جدید رادر انتظار می مانیم وهمراه می شویم تا گشایش را ببینیم و از پیچها با اطمینان عبور کنیم که عنصر انتظار سرشار از امید است  . باید دعا کنیم پشت  دربها نمانیم و قفلها با سربلندی گشوده شوند و وارد شویم به آنسوی دربها که پراز مهربانی،رفاقت،همدلی وهمدردی، اندیشه های مسالمت جویانه و نگاههای آسمانی و اقتدا به امام است . آرزو می کنیم حوادث تلخ تکرار نگردد و کامهای شیرین از شهد گوارای خدمت   برای خدمتگذاران ،به درگاه خدای یگانه مترنم به آیات قرآن و دعا شوند. امید داریم در سال ۹۳ لبخندها بیش از گریه های ۹۲ گردد و با یاری خدا وعده ها تحقق یابند.

چندساعت دیگر جلسه تودیع و معارفه و تغییرسالهای شمسی با حضور همه ایرانیان در تالار نوروز به  گنجایش مردم تاریخ برگزار می شود و سال قبل گزارش کار خودرا خواهدداد و سال جدید برنامه های آتی اش را ارائه خواهدنمود ،شادمانه خوش آمدبگوییم و در کنارش قرار بگیریم تا گل لبخند بر لب ایران شکوفه زند در این تودیع باید دست سال قبل را برای حضور باشکوه مردم در خلق حماسه سیاسی به گرمی فشرد و با مهربانی بدرقه اش نمود  و برای احوال خویش به او تمسک جوییم و بخوانیم: یامقلب القلوب و الابصار،یامدبراللیل و النهار،یا محول الحول والاحوال،حوّل حالناالی احسن الحال

ای تو یزدان ای تو گرداننده‌ی مهر و سپهر
بر ترینش کن برایم این زمان و این زمین.



نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

غربت یاس یکشنبه 25 اسفند1392 2:56 قبل از ظهر

هنوز با بوی یاس گریه می کنم

با اینکه خوشبوترین شمیم روزگارماست

و غربت یاس

غریب ترینی

که صدایش بین در و دیوارماند! 


و سالها گذشت

تاجهان صدا راشنید!


 

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

وقتی نکته ای مطرح می گردد که در تأمین معیشت قشری از جامعه مؤثر است .آن نکته در یادها حک می شود و نام نکته پرداز درحافظه مردم ماندگار می گردد و این مورد باذره بین دقیق مورد پیگیری قرار می گیرد تا از نتیجه آن آگاهی به دست آید .در این نتایج به پیگیر کنندگان به دیده تحسین نگریسته می شود و قوم ، جناح ، نگرش و خطوط سیاسی در ارزیابی و داوری تحسین انگیز مشاهده نمی شود و همه مسائل در درون این مطالبه رنگ می بازند و رفاه برای نشاندن لبخند رضایت برلب پررنگ میشود . غلامرضا تاج‌گردون، نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای خطاب به وزیر آموزش و پرورش نکاتی را در خصوص پاداش مناطق محروم استان کهگیلویه و بویراحمد متذکر شد که در این نامه علاوه برمشخص نمودن شناخت ایشان از مسائل بودجه ای ،به نوعی عدم وقوف واحاطه مدیران آموزش وپرورش را بر امور مالی و بودجه بندی برملا کردند ضمن اینکه بی تفاوتی مسئولان ستادی حوزه وزارت در اجرای تصمیمات مناسب شغلی مربوط به نیروی انسانی خارج از مرکز را عیان ساخت تابار دیگرراز مهاجرت از اطراف به سوی مرکز و ترجیح مرکز نشینی بر زادگاه نشینی روشن شود! نامه غلامرضا تاجگردون سر بازکردن یک زخم است که سالها در نبود تاجگردونها در مجلس ، از سوی حضرات نادیده گرفته می شد و کاربلدی مثل وی را بایدبرای عدم اجرا پاسخی قانع کننده داد، ودر این عرصه یاد می گیریم باید نماینده ای را برگزید که بر امور بودجه اشراف داشته باشد تا بتواند از حقوق مردم دفاع کند.  در این نامه چنین آمده است:

برادر گرامی جناب دکتر فانی ،وزیر محترم آموزش و پرورش

با سلام و احترام:

تاکنون نسبت به پیگیری پاداش مناطق محروم کهگیلویه و بویراحمد اقدام لازم و بایسته توسط وزارت آموزش و پرورش صورت نپذیرفته که در صورت عدم اقدام، اینجانب و دیگر نمایندگان ناگریز به انجام تکالیف قانونی خود خواهیم بود و موضوع را از طریق محاکم قضایی پیگیری خواهد کرد.

پیرو مذاکرات و مکاتبات متعدد در خصوص پاداش مناطق محروم فرهنگیان متاسفانه اقدام لازم و بایسته توسط آن وزارتخانه صورت نپذیرفته است؛ روند کار مجدد به استحضار می‌رسد و درخواست اقدام عاجل دارد که در صورت عدم اقدام، اینجانب و دیگر نمایندگان ناگریز به انجام تکالیف قانونی خود هستیم.

-در سال‌های گذشته وزارتخانه دلیل عدم پرداخت فرهنگیان عزیز مناطق محروم را نبود اعتبار دانستند که این موضوع در بودجه 92 و با پیشنهاد اینجانب و جمعی، 2 هزار میلیارد ریال به این امر اختصاص داده شد.

-مراحل کارشناسی احکام صورت پذیرفت و مستندات در اختیار مسئولان ذیربط قرار گرفته است.

-تخصیص به دستگاه مربوطه ابلاغ شد و متأسفانه آن وزارتخانه تلاشی در جهت دریافت تخصیص به عمل نیاورده است.

-در این مدت هرچه تلاش کردیم نتیجه نداد و متأسفانه در یکی دو هفته گذشته معاونت پشتیبانی آن وزارتخانه با بی‌احترامی این موضوع مهم را بی‌اهمیت تلقی کرده و سرباز می‌زند.

-فرهنگیان استان به اعتماد نمایندگان مجلس و مسئولان استان امیدوار و دست به اعتراض نزده‌اند.(البته تاکنون).

-اکنون وظیفه دارم در صورتی‌که در هفته آینده موضوع پرداخت آغاز نگردد ضمن انجام تکالیف قانونی نسبت به طرح موضوع در محاکم قضایی اقدام نمایم.

                                                                         ارادتمند
                                                               غلامرضا تاج‌گردون

                          نماینده مردم شریف گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی      

من نیز یک فرهنگی ساکن در استان خوزستان هستم و می خواهم بدانم نمایندگان محترم این استان در مجلس شورای اسلامی چه اقدامی در این راستا انجام داده اند؟ کجا و چگونه به تکالیف قانونی خود عمل می نمایند؟آن روزی که استعفای نمایشی دادند و بدون طرح در صحن علنی پس گرفتند ! چه امتیازی برای مردم این دیارعلاوه بر آنچه در قانون بودجه مشخص گردیده بود، دریافت نمودند؟ و اما فرهنگیان این قشر فرهیخته مظلوم، دلخور است .از این همه بی تفاوتی دلخور است! و از نگاهی که گاه ترحم آلود می شود و حق او را در جای دیگر جستجو می کنند،دلخور است. و فردا یی که انتخابات خواهد شد ،نامه تاجگردون را به همه نشان خواهند داد و دفاعیات در آن روز شنیدنی خواهد بود و البته روزی هم خواهد آمد که دفاعیات شنیدنی تر می شوند آن روز پرده هاکنار زده می شوندو تبلیغات کارساز نگردد ،یوم تبلی السرائر 

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

دوازدهم اسفند دوشنبه 12 اسفند1392 2:39 قبل از ظهر

وقتی به دوازدهم اسفند می رسیم حال دیگری داریم ، در دوازدهمین روز از دوازدهمین ماه برای دوازدهمین گوهر درخشنده امامت دعا می کنیم با دلی که پر از گفتار مربوط به دوازده ماه سپری شده است و فرصتی می خواهد تا بگوید و در انتظار است برای درد دل .

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

قدرشناس باشیم یکشنبه 27 بهمن1392 2:42 قبل از ظهر

در میان اشعار شاعران که در کتب درسی آمده است و گاهی معلم ادبیات از دانش آموزان می خواست تا آن را حفظ کنند شعرزیبای «هرچه کنی کشت،همان بدروی» پروین اعتصامی را درکنار «سنگ وعقاب» و «بازباران»هنوز در حافظه دارم  اماشعر زیبای پروین در حال حاضر که دوره میانسالی را سپری می کنم بیشتر برزبانم جاری می شود و آنرا به یاد می آورم زیرا حالا پی می برم که چقدر بانوی شاعر،شعر را مملو از مضامین اخلاقی سروده است که نکات مندرج در مصرعهای ابیات شیوه هایی  ارزشمندو پیامهایی راهگشا را برای تعیین سرنوشت و بهره مندی از حیات و ایجادهمدلی نشان می دهند و درمی یابم  که امروز بیش از همیشه ضرورت تقویت نگرش دانش آموزان حافظ شعر بانو و جای خالی آن در جامعه بسیار احساس می شود !. پیامی که بایدگرفت و مراد نگارنده از اشاره به سروده ، توجه به خدمت صادقانه و بی منت به انسانها بدون درنظر گرفتن  منافع شخصی است که پرداختن به آن فردای فرد را بیمه می سازد و نام او را در زمره نیکان در اوراق تاریخ حک می نماید و مشکل عمده مدیران که اشعار کتب درسی را از بر نکردند ، اسارت در نگاه اردوگاهی و گذشتن بی پروا از فردااندیشی است و تثبیت این روند به تدریج بصورت عادت در آمد و مو جب گردید تا با تغییر هردولت اولین مطالبه جدی مردم که برهمه نیازهایشان ترجیح می دهندتغییر مدیران باشد! حافظه مدرسه ایم سروده پروین شعر ایران  را به یاد می آورد که چنین سرود:

هر چه کنی کشت، همان بدروی/کار بد و نیک، چو کوه و صداست

سبزه بهر جای که روید، خوش است/رونق باغ، از گل و برگ و گیاست

راستی آموز، بسی جو فروش/هست در این کوی، که گندم نماست

نان خود از بازوی مردم مخواه/گر که تو را بازوی زور آزماست

درهر مصرع درس بسیار نهفته است و پر از نورند و اعتقاد دارد که برای شکوفایی و بهره وری لازم است مقاومت کرد و سدها را شکست و با تکیه بر خویش و توانمندیهای داخلی برای تأمین نیازها چاره اندیشی نمود و با مردم داری شرایط را جهت بهبودی امور فراهم آوریم که در برخورد باانسانها باید ظرفیت ها را شناخت و متناسب با آن رفتار کرد که به یقین با همان معیار و ملاکی که دیگران را مورد سنجش قرار می دهیم خودمان نیز مورد ارزیابی قرار خواهیم گرفت پس معیار ها را در نظر بگیریم  و انصاف را در داوریها و بررسی قابلیتها و شایستگی افراد رعایت کنیم که شایسته سالاری را در دایره تنگ نگاه صرف خویش محبوس نسازیم  . خود را محور داوری و به خودنگریستن مرا به یاد حکایتی درمورد ملانصرالدین انداخت که می گویند:

ملانصرالدین در روستایی زندگی می کرد که در نزدیکی آنجا مکان مرتفعی قرارداشت که شبها باد می وزید و فوق العاده سرد می شد.
دوستان ملا به وی گفتند: اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.

ملا قبول کرد, شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.

ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند, اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم.

دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.

پس آنچه بر دیگران وارد کنید همان نیز بر شما وارد خواهد شد وبا آنچه دیگران را بسنجید با همان میزان سنجیده می شوید لذا مهربان باشیم و منصف و قدر زحمات دیگران را بدانیم که قدر شناسی گوهردرخشان ماندگاری و نفوذ در قلوب و زدودن نفرت است.


نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

ثروت ایرانی چهارشنبه 23 بهمن1392 2:52 قبل از ظهر

درراه پیمایی روز ۲۲ بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با حضور پیر و جوان در صحنه نمایش مهر و وحدت و باور و آزادگی و اطاعت ملت، سرمایه عظیم نظام به دنیا نشان داده شد و همه جهان با تماشای استحکام گامها و شنیدن شعارها باور کردند که جمهوری اسلامی علاوه بر اقتدار،ثروتمندترین نظام موجود در دنیا معرفی شد . و این ثروت و سرمایه ثمره خون فرزندان دلیر و رشیدی است که فداکارانه بر سر پیمان خویش ماندند و جان خود فدا نمودند،تاریخ این را به اثبات رسانده است که انسانها عظیم ترین ثروت و سرمایه برای یک حکومت هستند و هر جا مشارکت و حضور آنان باشد،هرگز آسیب نخواهد دید، در داستانهای تاریخی کشور عزیز مان ایران گاهی شرحی از رفتار پادشاهان به میان می آید و در آنجایی که به مردم توجه شده است و همراهی کرده اند علاوه بر ابهت ،حامی محکمی برای حکومت بوده اند و دشمن را مأیوس نموده وامنیت را فراهم آورده اند .از جمله حکایتهای در این خصوص می گویند زمانی كزروس به كوروش پادشاه ایران گفت: «چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی؟»

كوروش گفت: «چنانچه غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم بنظرتان الان دارایی من چقدر بود؟» گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.

كوروش یكی از سربازانش را صدا زد و گفت: «برو به مردم بگو كوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.»

سرباز در بین مردم جار زد و سخن كوروش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای كوروش فرستادند. وقتی كه مالهای گرد آوری شده را حساب كردند، از آنچه كزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.

كوروش رو به كزروس كرد و گفت: «ثروت من اینجاست. اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی كه ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند كه تو نگهبان پولهایی كه مبادا كسی آن را ببرد.»

 و اما در تاریخ معاصر ،غیرت ایرانی،وفاداری ایرانی،عزتمندی ایرانی،ارزشمداری ایرانی و نگاه بلند ایرانی در یکی از گرمترین روزهای تاریخ ایران که برف می بارید و زمین چون قلب ایرانیان کاملا" سفید بود ،از خزانه گرانبار و ارزشمند کشور بیرون آورده شد و این ذخایر به سراسر کره خاکی نشان داده شدند تا بگویند همه این عظمت و صلابت و ثروت از درون تکرار و اعتقاد به یک جمله و ندای آسمانی خلق شد :الله اکبر ،تا رمز این وحدت و همدلی و حرکت حماسه ساز و اندوخته مردمی نظام آشکار گردد. ۲۲ بهمن روز خدایی بود. و شکوفه هایی که در معبر عابران می رویید و فضا را عطرآگین می نمود تا با تلطیف هوا، تنفس زیباتر از همیشه باشد .آری جمهوری اسلامی ایران ثروتمندترین کشور جهان است

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

عطرحضور سه شنبه 22 بهمن1392 2:54 قبل از ظهر
همه آمدند

برای تفسیر زیبایی

و پراکندن عطر حضور درفضای شهر

و چه زیباتفسیر کردند

و چه خوشبو

آفرین بر مفسران و آفرینندگان،

و گزینه روی میز ما همین بود

فردا همه جا آفتابی خواهد بود

و بر شاخه ها گل سرخ



نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

زندگی دوشنبه 21 بهمن1392 1:44 بعد از ظهر
وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می­‌شکند، یک زندگی پایان می­ یابد.

اما

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیروئی از داخل می­‌شکند، یک زندگی آغاز می‌­شود.

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می­‌شود.
نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

جناب دکتر ایدنی، مارا دریاب چهارشنبه 16 بهمن1392 9:4 قبل از ظهر

بلای تنگی نفس که چندسال است شدیدا" به جان مردم این دیار افتاده است علاوه بر کاهش توان نیروی انسانی ،شادابی و طراوت اجتماعی را نیز تحت الشعاع قرار داده و گاهی فعالترین افراد در عرصه های مختلف را در کنج خانه به دردورنج خانه نشینی مبتلانموده است و متاسفانه به جای چاره جویی روز به روز تعداد بیشتری به دامان این بلا می افتند ! تا این رنج زجر آور با موسیقیای خس خس هایی که از سینه برمی خیزد جای ترانه های طرب انگیز رابگیرد و امیدها را در موسمی که گلهای امید جوانه زده اند بر بادرفته بینند. درمورد عوامل تنگی نفس مردم خوزستان بسیار گفته اند و دلایل بی شماری آورده اند و گاهی با بهانه صنایع آلاینده محیط زیست بخشی از صنعت و سرمایه های عظیم استان مورد یورش قرارگرفته تا با محرومیتی مضاعف ،سرمایه گذاریها متوقف یا پروژه ها جابجا شوند ! و من در این خصوص وارد نمی شوم چون در حوزه  تخصصم نبوده و به اهل فن می سپارم ولی در زمره کسانی هستم که به بلای مصیبت بار تنگی نفس مبتلا شده ام و شدت آن گاهی به حدی می رسد که در حالت بیهوشی ،اعضای مظلوم خانواده با دستپاچگی به بیمارستان می برند و بستری می شوم و بجای طبیعت زیبا برای زندگی با کپسول اکسیژن خوگرفته ام و کپسول فلزی در این رفاقت که همه از من و من از آنها بریده ام او رسم رفاقت را بجا می آورد ! تا مدتهای پیش هر از چندگاهی با مراجعه به پزشک متخصص به نام دکتر اسماعیل ایدنی در بیمارستان آریا ، بر تنگی نفس غالب می شدم و با نسخه های شفابخش آقای دکتر می توانستم در جمع حضوریابم و در اجتماع فعالیت کنم و چون دیگران در پیاده روهای ناموزون خیابان قدم بزنم  و رفاقتم با کپسول آهنی اکسیژن کمرنگ گردید و می توانستم با توجه به شرایط سنی برای عبرت فرزندان خاطره نویسی کنم .جمع زیادی نیز که در مطب این پزشک فوق تخصص ریه صف می کشیدند تا با پیچیدن نسخه ای بتوانند به زندگی عادی بازگردند را همیشه مشاهده می کردم و چون من نگران نبودند و بردباری و استمرار در کار دکتر ایدنی را تحسین می نمودند! گاهی که پرواز آقای دکتر از  مأموریت  تأخیرداشت  انتظارطولانی  بیماران  نیزخستگی نداشت و صبورانه تاپاسی ازشب منتظر می ماندندتا  طبیب  بیاید و با او نفسی تازه کنند!.دکترایدنی که درمطب بود، راحت  بودیم و  امیدوار  و بااین امیدواری زندگی می کردیم که اعلام گردید :دکترایدنی بعنوان رئیس دانشگاه علوم پزشکی منصوب شد. همه بیماران  آسمی و  ریوی از این انتصاب خوشحال شدند!  ومی پنداشتند که  با  شناخت  ایشان  از این بیماری  شرایط بهتری  فراهم خواهدشد!حتی وقتی استاندار استان  با انتصاب آقای دکترمخالفت نمود بسیاری از مبتلایان به این رنج سوغاتی تنگی نفس با دلخوری از استاندار ،تمام قد به دفاع ازوی برخاستندشایدگشایشی شود ولی چنین نشد! وقتی در موعدی که نوبت ویزیت گرفته بودم به  مطب مراجعه کردم خانم منشی  گفت:آقای دکتر به دلیل اینکه رئیس دانشگاه شده است ،مریض نمی بیند! پرسیدم کسی  را معرفی نکردند؟ پاسخ منفی بود و گفتند:خودتان دکتری را  انتخاب کنید!مانده بودم در این وانفسای نفس تنگی و کمبود پزشک متخصص باید به کجارفت بااسپری خود را آرام نمودم؟ لااقل کسی را جانشین معرفی می نمود یااینکه کسانی را که از ماهها قبل نوبت داده بودند ویزیت می کرد بعد به نحوی آنها را به مراکزی هدایت می نمود . اسپریهایم تمام شد و بدون نسخه پزشک ارائه نمی دهند ، سرگردان به دنبال پزشک در اهوازبا گامهای لرزان و نفس بریده براه افتادم و روز از نو و روزی از نو  و دوباره باید اقدامات اولیه پزشکی شامل آزمایش،رادیولوژی،سیتی  اسکن،تست ریه را انجام دهم و دوباره مدتی گوشه نشینی و رفاقت با آهن را به دلیل ریاست  طبیب بر دانشگاه برمی گزینم !حالا برخلاف روزهای اول می گویم ای کاش آن روز که دکتر مقتدایی مخالفت کرد وزیر بهداشت می پذیرفت ! امروز رنج سرفه های ممتد و مزاحمتی که در ایجاد آلودگی صوتی !! می نمایم را نداشتم و می توانستم با بسیاری دیگر از درماندگان از نفس افتاده راه را با امید برویم و شادباشیم. جناب آقای ایدنی به ما بگویید چه کنیم!؟ بی تاب شده ایم و نفس تنگی امانم رابریده است  .نفس نفس می زنم چون پرنده ای به قفس ،جناب دکتر ایدنی ما را که سخت به تونیازداریم دریاب که بسیار در رنجیم!.ریاست دانشگاه به رنجیدن و شکستن دل نمی ارزد!! وامروز با رئیس بودنت مخالفیم چون دوستت داریم برای نفس کشیدن و زندگی . مگذار روزی شود تا شعر شهریار را بخوانیم که :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

نفس تنگی کلافه ام کرده است و  خس خس سینه .و تو یک فرصت بودی ، بازهم باش

                                                          

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

امام آمد شنبه 12 بهمن1392 4:19 قبل از ظهر

آن روز همه در انتظار بودند ، بر اسفالت نیز فرشی از گُل پهن شده بود، هیچ کس در خانه نماند،چراغهای رنگی هر کوچه را آذین کرد و نور می افشاندند، نفس ها پر از تکبیر بود و بانگ تا آسمان می رسید،بذر امید ثمر داده بود،رهایی سرود یگانه ای که بر لبها می نشست ، خروش سیل سیلی انسانهابا رهبری مردی پاک بر گوش استبداد محکم نواخته شد و تندیسها در تمامی میادین شهر فروریخت، همه باهم برادر شدند و با محبت برادرانه راه را می گشودند ،و قلب ایران در مهر آباد می تپید و مهر آباد میعادگاه خوبان شد و مردی از تبار نیکان را باید میزبانی می کرد، تیتر اول روزنامه هاشد ، صدای رسای همه منتظران گردید، نوایی که امیدرا به خانه ها می آورد،لبخند را برلبها می نشاند، پاداش اتحاد و مبارزه و ایثار را می داد،عطر همدلی و پیروزی را در فضا منتشر می کرد همان یک جمله کوتاه که تمام نعمتهای هستی را درخود داشت و بت استبداد را شکست و چشم جهان را به ایران دوخت و زمین پر از لاله شد :امام آمد پاسخی به ایثار و ماندن بر عهدی که بستیم وثمره خون پاک شهیدان ملت بود. ۱۲ بهمن چه زیبا استقبال کردند و سرود خوانان که برخاستن شهدا را طلب می کردند و آن روزکه امام با ابهت آمد طلوع خورشید همدلی و وحدت، دین خواهی و اخلاق گرایی، استقلال و عزتمندی، غیرت و فداکاری، ایمان و امام خواهی و روز اوج منزلت و کرامت انسانی بود. این روز بر رهروان صادق تهنیت باد.

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

خوزستان دربودجه 93 جمعه 11 بهمن1392 6:56 بعد از ظهر

وضعیت استان خوزستان و دیگر استانها درلایحه بودجه ۹۳ در این جدول مشخص شده است ،چون اینجانب اطلاعاتی در مورد علم اقتصاد و بودجه بندی ندارم در این مورد اظهار نظر نمی کنم و آن را به اهلش می سپارم و دغدغه فرهنگ و جایگاه خوزستان از اصلی ترین مواردی است که به آن توجه داشته ام و انتظار دارم  کارشناسان فن در این راستا تلاش کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منتظر تحلیل صاحب نظران در خصوص رتبه های مندرج می مانم.

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |

یادگاری ننویسیم،یادگاری بگذاریم چهارشنبه 2 بهمن1392 7:3 بعد از ظهر

آنان که دوست دارند بمانند و برای ماندن سعی می کنند اثری باقی بگذارند ولی نه هنری را درخود می بینند و نه قدرت انجام کار نو ، به نوشتن یا علامتگذاری روی دیوارها یا اماکنی که مورد بازدید دیگران به کرات قرار می گیرند اقدام می کنند تا بدین شکل خودرا نشان دهند ! و این رفتار را عمدتا"با جمله ای یابیتی توجیه می کنند. «می‌نویسم یادگاری تا بماند روزگاری، گر نماند روزگاری این بماند یادگاری» این معروف‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین جمله‌ای است که این تیپ آدمها از خود ثبت می‌کنند. گاهی این امر بسیار گسترده تر و دور از تصور ذهنی انجام می گیرد که جامعه را مبهوت می سازد ! خبری روی خط خبرگزاریهاقرارگرفت با این عنوان:«پزشکی انگلیسی  دریکی از بیمارستانهای سلطنتی که پس از هر عمل جراحی روی کبد بیماران خود یادگاری می نوشت از کار برکنار شد» بسیار حیرت آور است که این بیماری مزمن یادگاری نویسی گاه سرمایه های هنگفت یک ملت را بر باد می دهد و گاه برای تثبیت آن درنهایت قساوت از انسانیت فاصله گرفته می شود و درمان آن به صورت اورژانسی ضرورت می یابد و البته بااین خبر دریافتم در همه کشورها به نوعی وجوددارد قبلا فکر می کردم فقط ما ایرانی ها هستیم که دوست داریم ناممان را به صورت یادگاری بر روی آثار باستانی گرفته تا درخت و سنگ و کوه و حتی صندلی اتوبوس واحد حک کنیم اما الان می بینم نه این حس یادگاری نوشتن و ماندن در افراد دیگر کشورها هم وجود دارد تا جایی که حتی از کبد بیمار هم نمی گذرند آن هم نه ازسوی مردم عادی بلکه از یک پزشک که برای سلامت انسانها سوگند یاد نموده اند.

اینکه انسانها دوست دارند از خود یادگار بجا بگذارند موضوع مثبتی است  و بجای گذاشتن نام نیک و فرزند نیک می تواند بهترین یادگاری باشد که نام را ماندگار می سازد و ای کاش برای یادگار گذاشتن فقط به فکر نوشتن اسممان بر اشیاء و اماکن نبودیم بلکه یادگاری برای بهره مندی همه نسلها بجا می گذاشتیم که ماندگاری آن بیشتر خواهدبود (سعدیامردنکونام نمیرد هرگز      مرده آن است که نامش به نکویی نبرند)

چقدر نیکوست وقتی می خواهیم نوشتاری به عنوان یادگار از خود برجای بگذاریم و ذوقی داریم می توانیم شعری بسرائیم یا داستانی بنویسیم ،باخوشنویسی زیبا در ورقی بنگاریم و به دیگران هدیه کنیم اگر توانمندتریم کتابی را منتشر کنیم تا با مطالعه آن جامعه کتابخوان لذت ببرد وبرای همیشه بماند تا مانندسعدیه وحافظیه و..فضایی ایجادشود و طراوت رابه جامعه ارمغان دهدوهمیشه جمعیتی علاقمند را در کنار داشت وشوق را به زندگی افزون ساخت.

زیباتر آن است اگر می خواهیم اسممان بر در و دیوار آثار باستانی بر جای بماند بجای این کار به ساختن مکانی که ارزش ماندگاری داشته باشد اهتمام ورزیم و اگر تا این حد تمکن مالی نداریم در احیا ونگهداری آثار باستانی به کمک میراث فرهنگی شهر و کشورمان هرچند اندک برآییم و سازمان میراث فرهنگی بر سر در آثار مرمت شده نام افراد خادم میراث در بازسازی را بنگارد و در مقابل دیدگان عموم بگذارد.

چقدر خوب است اگر دوست داریم ناممان به یادگار بماند در صورتی که توانمندیم در امورخیریه مورد نیاز امروز مثل کمک به مدارس و موسسات آموزش عالی،مراکز درمانی و بیمارستانها و … از هم سبقت بگیریم ومی توانیم نام خود را بر تابلوی مؤسسات حک کنیم و ماندگارنماییم و یادگاری پرافتخار برای فرزندانمان شود .

چنانچه دوست داریم ناممان تاسالهابه یادگار بماند اگر مسؤلیتی داریم خوب کار کنیم و وظیفه شناس باشیم و با نهایت تلاش دل بسوزانیم ومردمدار باشیم تا لبخند های از خدمت بعد از ما برلبها بنشیند و با ایجاد سایبانی دلی شادگرانی .

قشنگ است اگر می خواهیم ناممان به یادگار ماند ولی نمی توانیم هیچکدام از این کارها را انجام بدهیم حداقل مهربان باشیم، محبت کنیم ،عشق بورزیم و با احترامی که به دیگران می گذاریم از خود نام نیک بر جای بگذاریم وبهترین یادگاری سلام است و سلام کنیم که هیچ یادگاری بیشتر از سلام رضایت خالق هستی را در خود ندارد.برای گذاشتن یادگاری به رضایت الهی بیندیشیم که نوشتن بر دیواره های آثارتاریخی پشت کردن به میراث پدران است ،زدن میخ برتنه درخت کفران نعمت است و بر دیوارها بی احترامی به حریم دیگران است و باید یادگار نیک بگذاریم .

 

ازمحمدعلی قاسم زاده با اندکی اضافات و تلخیص و ویرایش 

نوشته شده توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | لینک ثابت |