هر چه هست در این سرا از لطف و جود شوشتر است - خوبتر است و خوبتر است و خوبتر است

نوروز مرزي شفاف بين امروز و ديروز است بلندايي است كه برآن مي ايستيم و آنچه گذشت را مرور مي كنيم و با آينده پيوند مي زنيم و با همين پيوند اميد مي يابيم براي زندگي و با هم بودن  و امسال كه با ايام فاطميه تقارن يافته است معناي خويش را بهتر آشكار مي سازد . فاطمه نيز مرز حق و ناحق است و با شناخت اين بانوي بزرگ مي توان به حقيقت رسيد پيوند نوروز و فاطميه يك نعمت براي امروز است تا از گذشته عبرت بگيرند و به آينده اميد يابند و ياد گرفت كه براي دفاع ازباورها بايد همه رنجها را به جان خريد و بر آنها استوار ماند و نوروز 94 يك كلاس درس بزرگ براي ايرانيان است .

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۱۶:۴۹ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

باران می بارد ، از پشت پنجره ها شکوه باهم بودن قطراتش که محکم بر زمین می کوبند و جاری می شوند را به تماشا نشسته ام ،

چندسال است مي گذرد ،

انگار ديروز بود! ،

درحال تماشاي خودم با چکمه های سیاه لاستیکی در عبوري لذت بخش از میان چاله های پر آب ميان كوچه هستم ،

همان چكمه هايي كه برای پوشیدن آنها در روز بارانی ميان برادران نزاع می افتاد و من درنوبت صبح با چکمه به مدرسه می رفتم و با توقف بین راه سعي مي كردم با تأخیر به منزل  برسم تا برادرم برای نوبت ظهر بدون چکمه به مدرسه برود و بتوانم بعداز ظهر بازهم با قطره های باران بازی کنم ! گاهی دستم را می خواندند و کفشها را با خود می آوردند و بین راه مجبورم می کردند از پای در آورم و توان گریز از فرط گشادی چکمه ها نبود !

  پای بدون جوراب با بویی که همیشه دردسر سازمی شد و سرمایی که انگشتان نازک را می آزرد و شتابی بدون چکمه با کفشهای وصله دار برای رسیدن به خانه و نشستن کنار منقل و چسباندن پاهایم به آن هنوز در ذهنم مانده است و تنها روزی که در تمام عمرم چتری در دست گرفتم و از زیر چتر شهر بارانی را می دیدم و کِیف می کردم دوباره زنده می شود با اين تفاوت كه من كودكي نيستم و با نوستالوژي باران در جستجوي كودكان پابرهنه در بارانم.

تماشاي بارش باران از پشت شیشه پنجره با عينكهاي ته استكاني هیچ شباهتی با بارانی که در مسیر مدرسه می بارید ندارد ! اینجا خبري از ناودانها نيست و ناودانها بر سر عابران آب نمی ریزند حتي كسي از پنجره هم نگاه نمي كند و اينجا آبها كه در كوچه رها مي شوند هم زيبا نيستند و همه بجای لبخند فریاد می زنند!

اینجا در حیاط خانه هايش ظرف بزرگ مسی برای جمع کردن آب باران قرار نمیدهند و البته جای ظرفي وجود ندارد و حياطها سرپوشيده شده اند و يا پارکینگ با انبوهي از ماشينهاي رنگارنگ كه از قطرات باران تنفر دارند!

اینجا هیچ کودکی را از ترس بيماري و سرما خوردگي اجازه بازي با باران را نمي دهندو در شلوغي و تراكم امراض جاري بر روي زمين باران هيچ تقصيري ندارد ! خانه ها کنیسه ندارند ولی خیلی بلند شده اند بدون اينكه لك لكها شوقي براي لانه كردن روي بلندي آنها داشته باشند با همه بلندی اما ابهت و شکوه را نمی بینیم  و قطرات باران هرگز با دیوار آنها مأنوس نمی شود و خاطره بوي خيس ديوار غمي در دل مردان باران ديده ديار مي گذارد !

آنجا جوی آب میان کوچه باهمه  کوچکی ، خود را برپهنای کوچه ولو نمی کرد و اينجا جويها خمار در نگاه آب كه غريبانه بر پهنه اسفالت مي خرامد ، در كودكي ما باران زیبا می بارید و ما در باران بودیم و باران نیز با ما بود ، از روی ایوان کنار منقل به تماشایش می نشستیم و خانه شیشه نداشت!سبزه زار قشنگ بعد از باران که بر بام گنبدی خانه ها می رویید  و پرندگان آوازه خوان که نگاهت را به خود می دوخت شهر را پس از باران زیباتر می نمود و اما از پشت پنجره نگران می شوم برای راه آب ! نکند مسدود شود و به درون اتاقها بیاید  و فردا که باید چاره ای برای آبگرفتگی بیندیشم !

دیگر از پوشیدن چکمه های لاستیکی خبری نیست ، باران هميشه زیباست و من با خاطره زیر ناودان رفتن و پا در چاله های آب کوبیدن و تکانیدن شاخه های درخت کُنار لذت می برم ولی گاهی از پشت پنجره با تماشای باران دلتنگ دیروز می شوم و می گریم که خانه ها بام ندارند تا باران با ترانه برآنها ببارد و در اوج اسارت در پشت پنجره،  احساس میکنم اينجا را بیشتر از همیشه دوست دارم اگرچه لک لک ها بر کنیسه ای لانه ندارند و کسی از ایوان به تماشای باران نمی نشیند ولی بوی خیس خاکش همان است که بود و کودکانش ترانه های باران را می شنوند و با آنها همراه می شوند و لبخند می زنند برای فردا که بهار می رسد و درختان سبزکُنار از فرط باروری به سرخی می گرایند! باران چه بی صداست! و صداها را در یاد داریم از غرش آبشارها تا ناودان از بام مسجد تا فرش کوچه و صدای گنجشك کزکرده خیس بال که منتظر پرواز بود.

باران درشهرمن ازهمه جا تماشایی تر بود تصویری از زندگی را نشان می داد در جاري رود و با هر تكان شاخه هاي درختي كه بيشتر از هر روز پرنده روي آن جاي گرفته است.

در بي بامي خانه ها اما ترانه هاي زيباي باران شنيدني تر از هر روز هستند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۹:۷ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


در برگزاري و بزرگداشت آيينها و سنتهاي ملي گاه چنان زياده روي مي كنيم و بدعت مي گذاريم كه بزرگان براي برگزارنكردن آنها زبان به موعظه مي گشايند و نگاه به اين سنتها تغيير مي كند و از منظر ديني امري منكر مي شوند كه هر فردي خود را موظف مي كند تا از شعله كشيدن اين آيين ممانعت بعمل آرد ! يكي از اين آيينهاي سنتي مراسم جشن چهارشنبه سوري است كه حالت جشن را از دست داده است و از شادماني  امروزه تبديل به يك نگراني و دلهره براي خانواده ها شده است و هرساله هزينه بسياري به جامعه تحميل مي كند و مشكلاتي را فراهم مي سازد و براي مقابله با اين روند ضد ارزشي كه حاصل كم توجهي نهادهاي فرهنگي است مي طلبد با آسيب شناسي ريشه يابي جدي بعمل آيد تا از هدر رفت بخش زيادي از منابع ملي جلوگيري شود.

خدارحمت كند حسين پناهي كه چه زيبا درمورد چهارشنبه سوري گفته بود :

چهارشنبه سوري راه انداخته ايم!

سرخي تو از من، زردي من از تو ..

هميشه من مي سوزم ،

هميشه تو ، مي پري !            

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۴:۸ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، اهواز پس از شهرهای پیشاور و راول پندی (پاکستان)، مزار شریف (افغانستان)، و گوآلور (هند) در رتبه پنجم آلوده‌ترین شهرهای جهان به لحاظ آلاینده PM۱۰ قرار داشته است. غلظت این آلاینده‌ها ۳۰برابر حد مجاز است.

 اين هم يك مقام و رتبه كه كسب كرديم !! با اين وضعيت چه بايد كرد ؟ به من كه مبتلا به بيماري آسم هستم و توان مهاجرت ندارم چه پيشنهاد مي كنيد كه بتوانم اندكي راحت باشم ؟ چه امكاناتي را دولت براي امثال اينجانب فرام مي كند؟ خواهش مي كنم كاري كنيد تا نفس بكشم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۴:۴۳ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۸:۳۱ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۱:۲ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

کارت پستال ایام فاطمیه,کارت پستال ویژه ایام فاطمیه,کارت پستال فاطمیه,کارت پستال شهادت حضرت فاطمه,کارت پستال حضرت فاطمه,کارت پستال شهادت حضرت زهرا,کارت پستال حضرت زهرا

صدايي از پشت در و بانويي با پهلوي شكسته و بازوان كبود، تاريخ مظلوميت شيعه را مي نوشت. چرا با پاره تن پيامبر خدا چنين كردند؟

فاطمه يك راز بود .

بقيع شاهد راز

اين راز را در درون گريه ها مي توان يافت .

اي چشم خون گريه كن .

السلام اي شهيده مظلومه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۸:۱۳ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

قسم به قلم و آنچه مي نگارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۵:۳۷ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

هشتم اسفند روز امورتربيتي گرامي باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۷:۱۵ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۳:۵۹ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۳:۴۰ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

من از بیگانگان ديگر ننالم

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

نبرد ريزگردها

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۴:۴۶ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۵:۵۳ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۹:۳۸ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعت ۴:۱۰ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

شعري از مصطفي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۴:۲۹ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

تحليلي بر فيلم ساز دهني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۵:۴۵ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

در درون غبار هم مي توان خوزستان را شناخت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲۲:۴۱ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱:۱۶ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۴:۲۴ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۴:۱۸ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

دربهارآزادي ، جاي شهدا خالي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲۰:۸ بعد از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲:۴۲ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲:۲۰ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۴:۳۷ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲:۴۵ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

ياد بچگي ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۳:۵۰ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۳:۳۱ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

تلاشهاي فرح ديبا عليه فرهنگ ديني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت ۴:۳۶ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  | 

لبيك يارسول الله


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت ۱:۲۱ قبل از ظهر  توسط عبدالرحیم سوار نژاد  |